X
تبلیغات
چهره بلاگ

عجب صبری خدا دارد
قالب وبلاگ

 

پیغمبر اکرم حضرت محمد (ص) فرموده اند: انا ابن الذبیحین یعنی من فرزند دو قربانی هستم ذبح اسماعیل بن ابراهیم و ذبح عبدالله بن عبدالمطلب.
حتماً همه شما در مورد ذبح اسماعیل (ع) شنیده اید که حضرت ابراهیم (ع) به فرمان خداوند مأمور شد تا فرزندش اسماعیل را ذبح کند و زمانی که ابراهیم و اسماعیل (ع) تسلیم امر پروردگار شدند و پدر چاقو بر گردن فرزند گذاشت تا بندگی خود را به معبودش ثابت کند ندا آمد که ای ابراهیم دست نگهدار که تو و فرزندت از این آزمایش سربلند بیرون آمدید.
و اما ذبح عبدالله بن عبدالمطلب
عبدالمطلب 10 پسر و 6 دختر از زنان متعدد داشت. پسران عبارت بودند از: حارث، عباس، حمزه، عبداله، ابوطالب(یا عبد مناف)، زبیر، حجل، مقوم، ضرار، ابولهب. و دخترانش: صفیه، ام حلیم، عاتکه، امیمه، اروی، بره.
روزی عبدالمطلب 10 فرزند پسر خود را فرا خواند و فرمود: چون مناصب سقایت و رفادت کارهای مشکل بلاد ماست من با خدای خود عهد کرده بودم اگر 10 فرزند پسر به من عنایت فرماید که کمک و پشتیبانی کارهایم کنند و اداره مناصب مرا ادامه دهند یکی را در راه خدا قربانی کنم.
فرزندان با شنیدن این نذر خود را آماده اجرای فرمان پدر در بامداد فردا کردند. در آن شب خانه های زنان عبدالمطلب شیونکده شد.
بامداد فردا عبدالمطلب بر آن شد اسامی ده تن فرزند خود را در ده قرعه بنویسد و استخراج کند. هر نام که از نخستین قرعه برآید او را قربانی کند.
در شهر منتشر شد که عبداله جوان را قربانی می کنند. صدها دختر در رویای شبانه، جمال بی مثال و آرام جان او را در خواب می دیدند. نور نبوت از سیمای درخشان او تجلی بخش و گرمی بخش جانها و دلها بود. عبدالمطلب عبداله را بسیار دوست می داشت. عبدالمطلب در دل نالان گردید ولی در برابر نذری که کرده بود ثابت قدم ماند. دست او را گرفت و به محل موعود برد کارد برگرفت تا او را قربانی کند. آه از نهاد جمع برآمد بسان آنکه زلزله افتد شهر مکه لرزید. صدای گریه زنان به آسمان بلند شد در این هنگام باد سخت سرسام انگیزی از صحرا برخاست. وحوش بیابان را فرار داد و به وحشت افکند. خاندان یقظه که مادر عبداله از آن طایفه بود سوگند یاد کردند مانع کشته شدن عبداله شوند چون مادرش وی را دوست می داشت. نزد عبدالمطلب آمدند و گفتند عبداله فرزند فاطمه خواهر ماست. راضی به قطع ریشه حیات این جوان ناکام عزیز نیستیم.
عبدالمطلب ناچار برای رفع تکلیف با آنها نزد غیب گو و کاهنه زنی به نام سجاح رفتند تا با وی مشاوره کنند و رای او را بجویند و اجرا کنند. سجاح گفت ای مردم مکه بین عبداله و 10 شتر قرعه کشی کنید اگر به نام عبداله آمد باز به 10 شتر دیگر قرعه اندازید و آنقدر ادامه دهید تا به نام شتر آید و عبداله نجات یابد.
مراسم قرعه کشی بین عبداله و شتران آغاز گردید. در نخستین قرعه نام عبداله در آمد. تا ده بار قرعه به نام عبداله درآمد هنگامی که تعداد شتران به صد رسید به نام شتر گردید. عبداله نجات یافت. قریش شادی کرده گفتند این رضایت خداست. ولی عبدالمطلب دلگیر بود می ترسید رضایت خداوند حاصل نشده باشد. با صلاح دید قوم دو بار دیگر قرعه کشی کردند و هر دو بار به همان ترتیب به نام شتر شد.
از این رو به فرمان عبدالمطلب که مسرور گردیده بود صد شتر فدیه عبداله نموده قربانی کردند. این پیشامد برای عرب نیز قانونی شد که دیه (خونبها) مرد صد شتر باشد.
عبدالمطلب که مانند هاشم پدر بزرگوارش بخشنده و کریم الطبع بود گوشت شترها را به نیازمندان داد، قسمتی را هم دستور داد به بیابان برده برای پرندگان و چرندگان و ددان بگذارند. فدیه کردن گوشت قربانی بین نیازمندان از آن زمان مرسوم گردید تا امروز باقی مانده است.
بر گرفته از کتاب « محمد رسول الله » تالیف ذبیح الله قدیمی انتشارات اداره روزنامه یومیه آریان

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 13:16 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

چیزی با چیزی بهتر از حلم با علم، در نیامیزد.
تمامی کمال در فهم در دین، صبر بر ناگواری و اندازه نگه داشتن در مخارج زندگی است.
در هر قضای الهی برای مؤمن خیری نهفته است.
هر آن کس که ظاهرش بر باطنش بچربد، میزان عملش سبک باشد.
دانشمندی که از علمش استفاده شود، بهتر از هفتاد هزار عابد است.
ایمان، دوستی و دشمنی است.
چهار چیز از گنجهای نیکویی اند: نهان داشتن نیاز، پنهان داشتن صدقه، پوشیده داشتن درد و نهان داشتن مصیبت.
خداوند، دشنام گوی بی آبرو را دشمن می دارد.
برترین عبادت، عفت و پاکی شکم و عورت است.
ایمان، اقرار و عمل است و اسلام اقرار بدون عمل.
چاپلوسی و حسد، از اخلاق مؤمن نیست مگر برای کسب دانش.
صله رحم، اعمال را تزکیه و اموال را نمو می دهد. بلا را دفع، حساب را آسان و عمر را دراز می کند.
تنبلی به دین و دنیا زیان می رساند.
خداوند، آشکار سلام کردن را دوست می دارد.
مؤمن برادر مؤمن است. نه دشنامش می دهد، نه از وی دریغ می کند و نه به او بدگمان می شود.
چهره خرم و روی باز، وسیله دوستی و نزدیکی به خداست و ترش رویی و بد برخورد کردن وسیله دشمنی و دوری از خداوند.
هر که راستگو باشد، کردارش پاکیزه است، هر که خوش نیت باشد، روزی اش فزون است و هر کس با خانواده اش خوش رفتار باشد، عمرش افزایش می یابد.
کسی که با دست خویش حسد ورزیده و پایین دست خود را خوار بشمارد، بنده دانایی نیست

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 13:12 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

  با یکدیگر پیوند داشته و بهم نیکی و مهر داشته باشید و برادرانی نیکوکار باشید همانگونه که خداوند به شما دستور داده.   بحارالانوار، ج74، ص399
مؤمن هدیه خدای عز و جل به برادر مؤمن اوست، پس اگر او را خوشحال کرد و با او پیوند داشت هدیه خدای عز و جل را پذیرفته و اگر از او برید و دور شد هدیه خدای عز و جل را باز گردانده.   مستدرک الوسائل، ج9، ص97
پیامبر خدا نهی فرمود از هجران مؤمنان: اگر کسی ناچار شد نباید بیش از سه روز با برادرش جدایی داشته باشد و اگر کسی بیش از این با برادرش دوری و جدایی داشت آتش دوزخ به او شایسته تر است.   وسایل الشیعه، ج12، ص262
امام صادق از رسول خدا فرمود: صله رحم، عمر را افزون کند، و صدقه پنهانی خشم پروردگار را خاموش سازد.   بحارالانوار، ج74، ص94
صله رحم و خوی نیک موجب فزونی در عمرهاست.   بحارالانوار، ج74، ص97
صله رحم، اجل را به تأخیر اندازد، مال را افزون کند، محبوبیت خانوادگی آورد.   بحارالانوار، ج74، ص88

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 13:11 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

دعا برمی گرداند قضا و حکم مقدری را که سخت محکم شده، پس بسیار دعا کن که دعا کلید هر رحمت و کامیابی برای هر حاجتی است، و بدانچه نزد خدا است نتوان رسید جز با دعا، و براستی که هیچ دری نیست که آنرا زیاد بکوبند جز آنکه زمینه و وسیله فراهم شود تا به روی کوبنده اش باز شود.   اصول کافی، ج4، ص232، ط اسلامیه ـ فلاح السائل، ص28
کسی که پیشدستی در دعا نماید (و همیشه و در هر حال به درگاه خدا دعا کند) در وقت نزول بلا دعایش مستجاب گردد و فرشتگان گویند: صدایی آشنا است، و دعایش باز نگردد. و کسی که پیشدستی در دعا نکند (و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد) دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم.   اصول کافی، ج4، ص219 و 220
کسی که بخواهد دعایش در حال سختی به اجابت رسد باید در حال آسایش بسیار دعا کند.   اصول کافی، ج4، ص219 و 220
چهار دسته هستند که دعایشان مستجاب نمی شود: 1ـ مردی که در خانه بنشیند و بگوید: خدایا! به من روزی ده. خداوند به او می گوید: مگر به تو دستور ندادم که دنبال آن برو و در طلبش باش؟ 2ـ مردی که زنی در خانه دارد (و از او به تنگ آمده است) و دعا کند که خدایا مرا از شر این زن آسوده کن. خداوند به او می گوید: مگر طلاق او را در اختیار تو قرار ندادم؟ 3ـ مردی که مالی دارد و آن را تباه سازد و بیهوده خرج کند، آنگاه بگوید: خدایا به من روزی بده. خدا به او می گوید: آیا من به تو دستور ندادم که در خرج کردن میانه رو باش و مالت را تباه نکن؟ 4ـ مردی که مالی دارد و بدون شاهد و سند آن را قرض دهد (و بدهکار مالش را به او پس ندهد و آن مرد پیوسته به درگاه خدا دعا کند) خدا به او گوید: مگر من به تو دستور ندادم که بی شاهد و سند قرض نده؟   بحارالانوار، ج93، ص360
هر گاه دلتان شکست دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود شکسته نمی شود.   مکارم الاخلاق، ص315

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:57 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

تحصیل علم در هر حالی واجب است.   بصائرالدرجات، ص3
علم را بجوئید اگر به فرورفتن در قعر دریاها و شکافتن دلها و سینه ها باشد.   بحارالانوار، ج78، ص277
سخت ترین عذاب در قیامت برای عالمی است که از علم خود هیچ سودی نبرد.   بحارالانوار ج2، ص34ـ36 و 37 و 38
امام صادق«ع» از پدرانش روایت کرده که مردی نزد (رسول خدا) آمده گفت: ای رسول خدا علم چیست؟ فرمود: دم بستن و دل دادن به سخن استاد، پرسید: پس از آن چیست؟ فرمود: گوش دادن، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: حفظ کردن، پرسید: پس از آن چیست؟ فرمود: عمل کردن و بکار بستن، گفت: پس از آن چیست ای رسول خدا؟ فرمود: انتشار آن.   اصول کافی، ج1، ص84
هر چیزی را زکاتی است و زکات علم آن است که به اهل آن تعلیم کنند.   عدت الدعی، ص63
کسی که دنیا را بخواهد برای بی نیاز شدن از مردم و عطوفت و مهرورزی به همسایه، خدا را در حالی دیدار خواهد کرد که چهره اش چون ماه شب چهارده باشد.   ثواب الاعمال، ص164
ایمان بنده خدا کامل نشود تا چهار خصلت در او باشد: 1ـ خلقش نیکو باشد. 2ـ نفس خود را سبک شمرد (و به خاطر آن خود را به گناه دچار نکند). 3ـ زیادی سخنش را نگهدارد. 4ـ زیادی مالش را خارج کند.   بحارالانوار، ج67، ص298

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:55 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

از جمله روایاتى که اهل سنت از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل کرده اند این است که آن حضرت فرمود: (( ثلاثه تقسى القلب : استماع اللهو، و طلب الصید، و اتیان باب السلطان . ))
سه چیز موجب قساوت قلب و سنگ دلى مى شود: 1- شنیدن لهو و لعب و حرفهاى بیهوده ، 2- دنبال صید و شکار رفتن ، 3- به دربار سلطان و حاکم وقت رفتن (و عرض حلجت نمودن در پیش سلطان )
و در روایتى از حضرت رسول (ص ) نقل شده که فرمود: (( من لم یتورع فى دین الله ، ابتلاه الله بثلاث خصال : اما ان یمیته شابا او یوقعه فى خدمة السلطان ، او یسکنه فى الرساتیق .))
کسى که در دین خدا تقوا نداشته باشد، خداوند او را به سه خصلت مبتلا مى کند، یا او را جوانمرگ مى کند، یا او را در روستاها و دهکده ها ساکن مى کند و یا او را به خدمت سلطان و حاکم وقت مى گمارد.

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:52 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

قناعت پیشه کردن، از عزت نفس است. احمق ترین خلق کسی است که خود را عاقلترین خلق بداند. آفت وقار و هیبت مرد، شوخی است. اگر چشم دل بینا نباشد، شنوائی گوش سودی ندهد. با نیکان بدی مکن، چه آنان را از نیکی باز می داری. بالاترین بخشش آن است که پیش از خواری خواستن باشد. با پدران خود نیکی رفتار کنید، تا پسرانتان به شما نیکی کنند. انسان در زیر زبان خویش پنهان است.

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:42 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

شکست عدم پیروزی نیست بلکه شکست پیروزی آدم را به تأخیر می اندازد.
هر که همتش کوچک باشد، فضیلتش از بین برود.
هر گاه جنایتها آشکار شود، برکت ها از میان برود.
ثمره حسادت، بدبختی در دنیا و آخرت است.
 

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:40 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

- خوشبخت ترین ملت غیر عرب به واسطه اسلام، ایرانیان اند.
- با منزلت ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت، کسی است که در راه خیرخواهی برای خلق او بیش از دیگران قدم بردارد.
- در بدی فرزند آدم همین بس که برادر مسلمان خود را کوچک شمارد.
- اگر کسی بتواند حق کسی را بپردازد و تعلل ورزد، هر روز که بگذرد، گناه باجگیر برایش نوشته شود.

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:38 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

 

عن النبى صلى الله علیه و آله : انه قال فى وصیته له : یا على اربعة لاترد لهم دعوة ، امام عادل ، و والد لواده ، و الرجل یدعو لاخیه بظهر الغیب ، و الظلوم یقول الله جل جلانه ، و عزتى و جلالى لانتصرن لک و لو بعد حین .))
پیامبر اکرم در ضمن وصیت خود به على علیه السلام فرمود: اى على چهار دسته اند که دعایشان رد نشود (و مستجاب شود) اول امام و پیشواى عادل دوم دعاى پدر درباره فرزند خود سوم مردى که براى برادر دینى خود غائبانه دعا کند، چهارم دعاى مظلوم یعنى نفرین انسانى که به او ستم شده .
خداوند مى فرماید: به عزت و جلالم قسم ، انتقام تو را هر وقت شده مى گیرم.

[ جمعه 22 بهمن 1389 ] [ 12:34 ] [ هادی ] [ نظرات (0) ]

1 2 3 4 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

لینک های مفید

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 102914