X
تبلیغات
پیکوفایل
تاریخ : جمعه 22 بهمن 1389 | 13:16 | نویسنده : هادی

 

پیغمبر اکرم حضرت محمد (ص) فرموده اند: انا ابن الذبیحین یعنی من فرزند دو قربانی هستم ذبح اسماعیل بن ابراهیم و ذبح عبدالله بن عبدالمطلب.
حتماً همه شما در مورد ذبح اسماعیل (ع) شنیده اید که حضرت ابراهیم (ع) به فرمان خداوند مأمور شد تا فرزندش اسماعیل را ذبح کند و زمانی که ابراهیم و اسماعیل (ع) تسلیم امر پروردگار شدند و پدر چاقو بر گردن فرزند گذاشت تا بندگی خود را به معبودش ثابت کند ندا آمد که ای ابراهیم دست نگهدار که تو و فرزندت از این آزمایش سربلند بیرون آمدید.
و اما ذبح عبدالله بن عبدالمطلب
عبدالمطلب 10 پسر و 6 دختر از زنان متعدد داشت. پسران عبارت بودند از: حارث، عباس، حمزه، عبداله، ابوطالب(یا عبد مناف)، زبیر، حجل، مقوم، ضرار، ابولهب. و دخترانش: صفیه، ام حلیم، عاتکه، امیمه، اروی، بره.
روزی عبدالمطلب 10 فرزند پسر خود را فرا خواند و فرمود: چون مناصب سقایت و رفادت کارهای مشکل بلاد ماست من با خدای خود عهد کرده بودم اگر 10 فرزند پسر به من عنایت فرماید که کمک و پشتیبانی کارهایم کنند و اداره مناصب مرا ادامه دهند یکی را در راه خدا قربانی کنم.
فرزندان با شنیدن این نذر خود را آماده اجرای فرمان پدر در بامداد فردا کردند. در آن شب خانه های زنان عبدالمطلب شیونکده شد.
بامداد فردا عبدالمطلب بر آن شد اسامی ده تن فرزند خود را در ده قرعه بنویسد و استخراج کند. هر نام که از نخستین قرعه برآید او را قربانی کند.
در شهر منتشر شد که عبداله جوان را قربانی می کنند. صدها دختر در رویای شبانه، جمال بی مثال و آرام جان او را در خواب می دیدند. نور نبوت از سیمای درخشان او تجلی بخش و گرمی بخش جانها و دلها بود. عبدالمطلب عبداله را بسیار دوست می داشت. عبدالمطلب در دل نالان گردید ولی در برابر نذری که کرده بود ثابت قدم ماند. دست او را گرفت و به محل موعود برد کارد برگرفت تا او را قربانی کند. آه از نهاد جمع برآمد بسان آنکه زلزله افتد شهر مکه لرزید. صدای گریه زنان به آسمان بلند شد در این هنگام باد سخت سرسام انگیزی از صحرا برخاست. وحوش بیابان را فرار داد و به وحشت افکند. خاندان یقظه که مادر عبداله از آن طایفه بود سوگند یاد کردند مانع کشته شدن عبداله شوند چون مادرش وی را دوست می داشت. نزد عبدالمطلب آمدند و گفتند عبداله فرزند فاطمه خواهر ماست. راضی به قطع ریشه حیات این جوان ناکام عزیز نیستیم.
عبدالمطلب ناچار برای رفع تکلیف با آنها نزد غیب گو و کاهنه زنی به نام سجاح رفتند تا با وی مشاوره کنند و رای او را بجویند و اجرا کنند. سجاح گفت ای مردم مکه بین عبداله و 10 شتر قرعه کشی کنید اگر به نام عبداله آمد باز به 10 شتر دیگر قرعه اندازید و آنقدر ادامه دهید تا به نام شتر آید و عبداله نجات یابد.
مراسم قرعه کشی بین عبداله و شتران آغاز گردید. در نخستین قرعه نام عبداله در آمد. تا ده بار قرعه به نام عبداله درآمد هنگامی که تعداد شتران به صد رسید به نام شتر گردید. عبداله نجات یافت. قریش شادی کرده گفتند این رضایت خداست. ولی عبدالمطلب دلگیر بود می ترسید رضایت خداوند حاصل نشده باشد. با صلاح دید قوم دو بار دیگر قرعه کشی کردند و هر دو بار به همان ترتیب به نام شتر شد.
از این رو به فرمان عبدالمطلب که مسرور گردیده بود صد شتر فدیه عبداله نموده قربانی کردند. این پیشامد برای عرب نیز قانونی شد که دیه (خونبها) مرد صد شتر باشد.
عبدالمطلب که مانند هاشم پدر بزرگوارش بخشنده و کریم الطبع بود گوشت شترها را به نیازمندان داد، قسمتی را هم دستور داد به بیابان برده برای پرندگان و چرندگان و ددان بگذارند. فدیه کردن گوشت قربانی بین نیازمندان از آن زمان مرسوم گردید تا امروز باقی مانده است.
بر گرفته از کتاب « محمد رسول الله » تالیف ذبیح الله قدیمی انتشارات اداره روزنامه یومیه آریان



تاریخ : جمعه 22 بهمن 1389 | 13:12 | نویسنده : هادی

 

چیزی با چیزی بهتر از حلم با علم، در نیامیزد.
تمامی کمال در فهم در دین، صبر بر ناگواری و اندازه نگه داشتن در مخارج زندگی است.
در هر قضای الهی برای مؤمن خیری نهفته است.
هر آن کس که ظاهرش بر باطنش بچربد، میزان عملش سبک باشد.
دانشمندی که از علمش استفاده شود، بهتر از هفتاد هزار عابد است.
ایمان، دوستی و دشمنی است.
چهار چیز از گنجهای نیکویی اند: نهان داشتن نیاز، پنهان داشتن صدقه، پوشیده داشتن درد و نهان داشتن مصیبت.
خداوند، دشنام گوی بی آبرو را دشمن می دارد.
برترین عبادت، عفت و پاکی شکم و عورت است.
ایمان، اقرار و عمل است و اسلام اقرار بدون عمل.
چاپلوسی و حسد، از اخلاق مؤمن نیست مگر برای کسب دانش.
صله رحم، اعمال را تزکیه و اموال را نمو می دهد. بلا را دفع، حساب را آسان و عمر را دراز می کند.
تنبلی به دین و دنیا زیان می رساند.
خداوند، آشکار سلام کردن را دوست می دارد.
مؤمن برادر مؤمن است. نه دشنامش می دهد، نه از وی دریغ می کند و نه به او بدگمان می شود.
چهره خرم و روی باز، وسیله دوستی و نزدیکی به خداست و ترش رویی و بد برخورد کردن وسیله دشمنی و دوری از خداوند.
هر که راستگو باشد، کردارش پاکیزه است، هر که خوش نیت باشد، روزی اش فزون است و هر کس با خانواده اش خوش رفتار باشد، عمرش افزایش می یابد.
کسی که با دست خویش حسد ورزیده و پایین دست خود را خوار بشمارد، بنده دانایی نیست



تاریخ : جمعه 22 بهمن 1389 | 13:11 | نویسنده : هادی

  با یکدیگر پیوند داشته و بهم نیکی و مهر داشته باشید و برادرانی نیکوکار باشید همانگونه که خداوند به شما دستور داده.   بحارالانوار، ج74، ص399
مؤمن هدیه خدای عز و جل به برادر مؤمن اوست، پس اگر او را خوشحال کرد و با او پیوند داشت هدیه خدای عز و جل را پذیرفته و اگر از او برید و دور شد هدیه خدای عز و جل را باز گردانده.   مستدرک الوسائل، ج9، ص97
پیامبر خدا نهی فرمود از هجران مؤمنان: اگر کسی ناچار شد نباید بیش از سه روز با برادرش جدایی داشته باشد و اگر کسی بیش از این با برادرش دوری و جدایی داشت آتش دوزخ به او شایسته تر است.   وسایل الشیعه، ج12، ص262
امام صادق از رسول خدا فرمود: صله رحم، عمر را افزون کند، و صدقه پنهانی خشم پروردگار را خاموش سازد.   بحارالانوار، ج74، ص94
صله رحم و خوی نیک موجب فزونی در عمرهاست.   بحارالانوار، ج74، ص97
صله رحم، اجل را به تأخیر اندازد، مال را افزون کند، محبوبیت خانوادگی آورد.   بحارالانوار، ج74، ص88



   1    2    3    4    5      ...    12    >>